X
تبلیغات
رایتل
یا مهدی ادرکنی
آرشیو
جمعه 9 تیر‌ماه سال 1385
مادر...

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا رسول الله

السلام علیک یا فاطمة الزهرا

السلام علیک یا امیر المومنین

 

آن شب باران بارید؟... نمی دانم ولی آسمان چشمان مردان خدا بارانی بود... چشمان مردان خدا... دختران دردانه ی رسول خدا... فضه و...

آن شب ملائکه گریستند همراه با علی که محبوبه اش، محبوبه ی رسول خدا، محبوبه ی خدا را به خاک می سپرد...

همراه با حسنین و زینبین که برای آخرین بار در گرمای آغوش مادر  جای گرفتند...

و حال ما می گرییم همراه با مهدی اش که داغدار مادر است... داغدار یاس کبود...

خدایا! بعد پیامبر زهرا چه کشید... رویش به جای بوسه های پدر سیلی خورد... یاسی که در آغوش پدر می نشست و رسولت از او بوی بهشت استشمام می کرد... کبود شد

خدایا! آن یاس که سپید از دامان پدر به خانه ی علی-علیه السلام- رفت... آن شب کبود به دامان پدر بازگشت...

خدایا! زهراییمان کن...

اللهم عجل لولیک الفرج

 

اللهم صل علی محمد و ال محمد

 

وعجل فرجهم

 

 

 

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 140955


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها