X
تبلیغات
رایتل
یا مهدی ادرکنی
آرشیو
سه‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1384
ظهور...

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله

السلام علیک یا اباالفضل العباس

السلام علیک یا اباصالح المهدی

سلام بر شما دوستان مهربانم، می خوام اولین نفری باشم که عید نیمه شعبان را خدمت ائمه اطهار حضرت رسول الله و حضرت علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه الزهرا و امام حسن مجتبی و حضرت امام حسین علیهم السلام و حضرت امام حسن عسگری و حضرت نرجس و حضرت حکیمه خاتون علیهم السلام و آقا امام زمان علیه السلام تبریک می گویم. عشاق عیدتان مبارک...

مطالب زیر را از مجله خورشید مکه نوشته ام، باید خودمان را برای نیمه شعبان آماده کنیم، تا به لطف مهربان خدای بزرگوار و عنایت آقا امام عصر علیه السلام این شب بزرگ و ماه بزم الهی رمضان المعظم را درک کنیم... راستی توی دعاهاتون برای هم دیگه دعا کنید، مناجات شعبانیه رو هم بخونید خیلی قشنگه، در مورد اون حضرت امام (رحمة الله علیه) فرموده اند که: هر کس می خواهد به جایی برسد این مناجات شعبانیه را بخواند.

حتما یه سر به سایت این مجله بزنید و عکس روی جلد این مجله رو ببینید به همراه مطالب با ارزشش تا بیشتر معرفت پیدا کنیم و...( می تونید کلمه ی next، بالای صفحه را بزنید یک راست می روید توی این سایت...)

ظهور خیلی طول نمی‌کشد

اشاره: حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای احمد قاضی زاهدی گلپایگانی (دامت‌‌برکاته) در کـتـاب ارزشـمـنـد "شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف " جلد سوم، قضیه‌ای را آورده‌اند که تقدیم دوستان و علاقه‌مندان به حضرت بقیةاللّه ارواحنا فداه  می‌شود.ایشان نوشته‌اند:

در کـتابخانه دانشمند معظم و فاضل ارجـمـنـد دایـی مکرم آقای شیخ محمد قاضی زاهدی کتابی را به نام "گفتار بزرگان" دیـدم، این کتاب تألیف حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ حسین کاشانی، ساکن تهران می‌باشد. هر چند حـجم کـوچـکـی دارد، لـکـن مـطـالـب ارزشمندی را دارا است، از جمله در اواخر کتاب، بخش مشاهدات مؤلف است، که بسیـار جـالب و خواندنی است؛ و چون این‌جانب، مؤلف را سال‌ها قبل دیده‌ام و اخلاصش را به اهل بیت قدس سره الشریف می‌دانم و منبر دلنشین او را استماع نموده‌ام، و او را از شاگردان مخلص امام صادق علیه السلام و از سـربـازان ارزشـمـند امام عصر ارواحنا فداه یافته‌ام، به نقل مشاهداتش می‌پردازم.

 

ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌کنیم

عـنـایـت اول: در حـدود سـال 1336 شـمسی در یکی از مدارس علوم دینی تهران به تدریس قوانین در اصول اشتغال داشـتم، هنگام تدریس از منزل اطلاع دادند که برای شما مهمان آمده است، در حالی که هیچ‌گونه پولی نداشتم، با خود گفتم درس را تمام می‌کنم و بعد به سراغ نسیه از دوستان و یا قرض الحسنه می‌روم.

درس کـه تـمـام شـد درب حـجـره‌ی مدرسه، یکی از دوستان خود را به نام "سید مهدی مکی-" که از علمای با تقوای اهـل کـاشان است- مشاهده کردم، به ایشان اصرار کردم که به حجره من داخل شـود، ایـشـان فـرمـودند: کار دارم شما تشریف بیاورید، عرضی دارم.

از اطاق خارج شدم، مشارالیه یک عدد اسکناس صدتومانی به من داد و گفت: اگر شما می‌خواهید به نیابت صاحب پول یـــک مــرتـبــه بــه زیــارت حـضــرت عبدالعظیم علیه السلام  بروید؛ و گفت: من کار دارم و رفت.

ایــن پــول در آن زمـان وجـه قـابـل ملاحظه‌ای بود و برای خرج میهمان کافی بود، اما عجیب است که بعد از حدود دو ماه، سید مهدی مکی را در خیابان زیارت کردم و از ایشان سؤال کردم پولی که به من دادید از چه کسی بود، ایشان اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: من دو سال است که تهران نیامده‌ام و خبری از این موضوع ندارم، آن وقت فهمیدم که عنایت غیبی شامل حال حقیر شده است و با قیافه‌ی ایـن سید محترم- رَجُلِ الهی- به من کمک کرده است.

 

ظهور حضرت بقیةاللّه ارواحنا فداه خیلی طول نمی‌کشد

عنایت دوم: در زمان تحصیل در اصفهان در "مدرسه عرب‌ها" که پشت مسجد جامع میدان نقش جهان واقع است، اشتغال به تـحصیل کتب فقه و اصول داشتم و به اندازه‌ای سرگرم تحصیل بودم که در ایام عید نوروز که اجباراً دروس تعطیل بود و هر کس به موطن خود سفر می‌کرد، ناراحت بودم که چند روزی درس تعطیل می‌شود.

غـالـبـاً بـرای ایـن‌کـه حـضـرت رسول اکـرم صلی الله علیه و آله و سلم  را در خـواب زیـارت کنم، اعمالی که در کتاب "مفاتیح الجنان" مرحوم شیخ عباس قمی  رحمة الله علیه  نوشته است، انجام می‌دادم، ولی توفیق حاصل نمی‌شد.

مـن دیگـر عادت کرده بودم و اعمال مخصـوص دیـدن آن حضـرت را انجام می‌دادم تا این‌که یک شب در عالم خواب مشاهده کردم که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم  در بالای حجره مقابل درب نشسته‌اند و من در مقابل آن حضرت قرار دارم، گفتم: « السلام علیـک یـا رسول الله، السلام علیک یا نبی الله.»

حضرت طوری تبسم کردند و لبخند زدند که دندان‌های مبارک آن حضرت مشاهده شد و با دست مبارک خود اشاره فرمودند که در طرف راست آن حضرت بنشینم.

امـا بـا خـود گفتـم: در مقابل رسول خـدا صلی الله علیه و آله و سلم بـاید ایستاده باشم، ولی بدون این ‌که حرکتی داشته باشم ملاحظه کـردم کـه در همـان مکـان که حضرت فرموده است، نشسته‌ام.

با خود گفتم: وقت را مغتنم بدارم و سؤالی از آن حضرت بنمایم. در خاطرم مجسم شد که سؤال کنم آیا آقا امام زمان علیه السلام  به زودی ظاهر می‌شوند یا نه؟

و در فکر بودم که زمان ظهور آن بزرگوار حتی برای خود امام عصر علیه السلام معلوم نیست، در هر صورت سؤال را طرح کردم، زیرا هیچ مطلبی در خاطرم نبود که سؤال کنم.

حضرت فرمودند:«بطیئی نیست» یعنی: خیلی طول نخواهد کشید و ظهور آن حضرت نزدیک است.

بعد از خواب بیدار شدم و برخاستم در حالی که بوی بسیار خوشی در حجره به مشامم می‌رسید. فردای آن روز، پس از درس مـرحـوم "حاج شیخ محمد حسن نـجـف آبادی"، در مدرسه "جدّه" کیفیت خواب خود را با ایشان در میان گذاشتم، آقای نجف آبادی بسیار خوشحال شد و دعا کرد و گفت: خوشا به حال شما که مورد توجه صاحب شریعت هستید و به مقامات عـالـیـه خواهید رسید و از شما استفاده خواهد شد و مرا بوسید.

خورشید مکه: توجه به دو نکته را در این قضیه لازم می‌دانیم.

اول: فرموده حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که ظـهور حضرت بقیةاللّه ارواحنا فداه  خیلی طول نمی‌کشد، دو جهت دارد: یکی این‌ که به لحاظ طول دوران غیبت کبری که بیش از یازده قرن تا کنون به درازا کشیده، اشکالی ندارد که گفته شود ظهور خیلی طول نمی‌کشد و منظور ده سال و بیست سال و امثال آن نباشد، بلکه از دید وسیع‌تری منظور شود.

دوم این‌که منظور این باشد که عصری که ما در آن زندگی می‌کنیم عصری است که با تمام اعصار و قرون گذشته فرق می‌کند و به لـحـاظ به وجود آمدن زمینه‌های ظهور حـضرت بقیةاللّه ارواحنا فداه در سطح جهانی (مثل پیشرفت علمی بشر و یکپارچه شدن جهان از ابعاد مختلف اطلاعاتی و ارتباطاتی و نارضایتی بشر از ظلم و بی عدالتی در جهان) ظهور حضرت بقیةاللّه ارواحنا فداه در این عصر خیلی نزدیک شده و این تحول عظیم در زندگی بشر خواهی نخواهی به سرعت جهان را به ظهور آن حضرت نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند و چه بسا در یک زمان بسیار کوتاه و چنان‌که در آیات قرآن و روایات تصریح شده، ظهور آن بزرگوار به ناگهان انجام شود و این خیلی دیر نیست و به فرمایش رسول اکرم(  صلی الله علیه و آله و سلم بطیئی: کُند) نیست.

دوم: این‌که شخص خواب بیننده، می‌گوید در فکرم این مطلب بود که حتی خود امام زمان علیه السلام هم زمان ظهور را نمی‌داند، این سخن به این شکل صحیح نیست، بلکه باید گفته شود اگر امام زمان علیه السلام بخواهند و امام زمان علیه السلام زمانی چیزی را می‌خواهند که خدا  آن را بخواهد- و سپس آن حضرت آن چیز را می‌خواهند، لذا باید گفت: اگر امام زمان علیه السلام بخواهند،- می‌توانند زمان ظهور را بدانند و اگر نخواهند بدانند، چیزی نمی‌دانند، زیرا در روایات تصریح شـده است که: >انّهم قدس سره الشریف ، اذا شاوِوا علموا< یعنی ائمه قدس سره الشریف هرگاه بخواهند چیزی را بدانند، می‌دانند.

بنابر این اگر امام زمان علیه السلام بخواهند بدانند زمان قطعی ظهور چه روز و چه ساعتی است، بلافاصله خواهند دانست و اگر نخواهند بدانند چیزی در این باره به طور قطعی نمی‌دانند.

و این که ما مکرر می‌گوییم به طور قطعی نمی‌دانند، به ملاحظه مسئله مهم "بداء" (علم مربوط به آینده خلقت) است، یعنی امام علیه السلام علم همه چیز از گذشته و حال و آینده را در اختیار دارند، اما در مورد حوادث آینده و آن‌چه خدا هنوز خلق نفرموده، هرچند خداوند علم آن را به امام علیه السلام داده اما این علم صد در صد نیست و احتمال تغییر در آن وجود دارد که خداوند متعال این تغییرات را در هر شب جمعه و در شب مبارک قدر هر سال به امام عصر علیه السلام اعلام و علم آن را بر قلب مبارکش نازل می‌فرماید؛ که در روایات به این تغییرات ”بداء“ گفته می‌شود؛ بداء یعنی آشکار شدن چیزی که پنهان بوده و منظور علمی است که خداوند آن را از امام علیه السلام پنهان کرده بود و سپس برای او آشکار و قطعیت و حتمیت را به امام علیه السلام  اعلام فرموده است.

درباره‌ی ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه  باید بگوییم چون این مسئله وعده‌ی حتمی پروردگار به بشر است و خداوند در وعده‌اش تخلف نمی‌کند، ظهور آن حضرت قطعی و صد در صد است و حتماً انجام خواهد شد و ذره‌ای احتمال تغییر در آن وجود ندارد، اما در زمان انجام آن احتمال تغییر وجود داشته و دارد یعنی خداوند متعال زمان ظهور آن حضرت را جلو یا عقب می‌اندازد و خبر قطعی آن را پیشاپیش به امام علیه السلام اعلام فرموده، یا اعلام خواهد فرمود (ممکن است اعلام فرموده باشد و ما این را ندانیم.)

بر همین اساس باید بگوییم طولانی شدن زمان غیبت کبرایِ امام زمان علیه السلام به خاطر مسئله‌ی "بداء" است، یعنی خداوند متعال از زمان شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تا کنون دائماً و به خاطر عدم آمادگی جامعه، زمان قطعی ظهور حضرت بقیةاللّه ارواحنا فداه را تغییر داده و عقب انداخته است و اگر مـردم، خـصـوصاً شیعیان، آماده پذیرش حکومت و رهبری امام علیه السلام  می‌بودند و به طور یکپارچه و از بُعد اجتماعی، وفاداری خود را به امام علیه السلام نشان می‌دادند، خداوند متعال ظهور آن حضرت را هر روز و هر سال به عقب نمی‌انداخت و لذا حضرت بقیةاللّه ارواحنا فداه در پیام و نامه معروف خود خطاب به شیعیان فرمودند: « ولو انّ اشیاعنا وفقهم اللّه لطاعته ...» :«اگر شیعیان ما به طور یکپارچه و یکدل به عهدی که با ما دارند وفا می‌کردند، میمنت دیدار و سعادت مـشـاهـده‌ی ما هرگز از آنان به تأخیر نمی‌افتاد و با سرعت و عجله این سعادت نصیبشان می‌شد، ولی اعمال ناپسند آنان و آن‌چه ما از آنان انتظار نداریم، موجب این جدایی و تأخیر در دیدار شده است.»

به نقل از مجله ی خورشید مکه

من و مهربونی مولا

می دونم که دنیا خزون شده و من عوض اینکه کمک کنم و به اندازه ی خودم نذارم این سردی به درون دل ها راه پیدا کنه... دل خودم بیشتر از هرکسی دچار این سردی شده، آقا جانم یابن الحسن، تنهام نذار و برام دعا کن...

التماس دعا، یامهدی

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 140904


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها