X
تبلیغات
رایتل
یا مهدی ادرکنی
آرشیو
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1384
سالروز بازگشت آزادگان مبارک باد.

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی

السلام علیک ایها الشهداء و الصالحین

 

سلام، سالروز بازگشت دلیر مردان ایران را به سر زمین لاله های خونین را خدمت مولایم امام زمان علیه السلام و شهیدان و تمامی عشاق تبریک می گویم.

 

 

امروز مسئولیت شما بزرگ و بارتان سنگین است و باید رسالت خود را که پاسداری از خون شهیدان است انجام دهید./وصیت نامه شهید مصطفی ردانی پور

 

« این طور نباشه که وقتی از جبهه مرخصی می رید احساس مسئولیت نکنید و بگید کار ما حضور در خط مقدم و قتال در راه خداست. بدونید که امر به معروف و نهی از منکر جهاد اکبرِ. برای شما حدیثی می خونم تا بدونید مسئولیت شما در مقابل بی عدالتی اجتماعی و ناهنجاری فرهنگی چیه. ححضرت علی علیه السلام می فرمایند»:

« تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف نهی از منکر، همچون آب دهان در برابر دریای پهناور است»./نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره374

این مهم را به خاطر بسپارید که امام حسین علیه السلام شهید امر به معروف بود. ائمه معصومین علیه السلام همه شهید امر به معروف بودند.» ( برگرفته از کتاب بوی باران، نوشته ی سید علی بنی لوحی)

 

یک جایی نوشته شده بود:

 

پیام شهید: خواهرم سرخی خونم را نزد سیاهی چادرت می گذارم( می سپارم) پس امانت دار خوبی باش.

و امروز کاش می دانستیم که رعایت نکردن حجاب تا چه اندازه اماممان را می آزارد و رعایت حجاب چقدر ایشان را خوشحال می کند تا جائیکه...

 

ملاقات بانوئی که مواظب حجاب خود بود  

 

یکی از علماء بزرگ ( مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی پدر آیت الله العظمی حاج سید علی سیستانی دامت برکاته ) در مشهد مقدس برای آنکه به محضر امام زمان (علیه السلام) شرفیاب شود ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند او می گفت :
در یکی از جمعه های آخر ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ای نزدیک آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم می تابید، حال عجیبی به من دست داد، از جای برخاستم و به دنبال آن نور به درب آن خانه رفتم ، خانه کوچک و فقیرانه
ای بود ، از درون خانه نور عجیبی می تابید ، در زدم وقتی در را باز کردند، مشاهده کردم حضرت ولی عصر امام زمان علیه السلام در یکی از اتاقهای آن خانه تشریف دارند و در آن اتاق جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه ای سفید به روی آن کشیده بودند.
وقتی من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم ، حضرت به من فرمودند
:
چرا اینگونه دنبال من می گردی و رنجها را متحمل می شوی ؟ مثل این باشید ( اشاره به آن جنازه کردند ) تا من دنبال شما بیایم !
بعد فرمودند این بانوئی است که در دوره بی حجابی (رضاخان پهلوی ) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند!
نقل از کتاب ملاقات با امام عصر علیه السلام نوشته حجة الاسلام والمسلمین سید جعفر رفیعی
( بر گرفته از سایت نورانیت سایتی ویژه بانوان

(www.nooraniat.com  
 
 

ali


salam

به یاد سردار خیبر

التماس دعا، یامهدی

 

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 140955


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها