X
تبلیغات
رایتل
یا مهدی ادرکنی
آرشیو
پنج‌شنبه 13 مرداد‌ماه سال 1384
«من خیلی تنها هستم»

بسم الله الرحمن الرحیم


السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

اللهمَّ الرزُقنا تَوفیقَ الطّاعَةِ وَ بُعدَ المَعصیَةِ وَ عِرفانَ الحُرمَةِ وَ اَکرِمنا بِالهُدی وَ الاِستِقامَةِ وَ سَدِّد

اَلسِنَتَنا
بِالصَّوابِ وَ الحِکمةِ وَاملَا قُلوبَنا بِالعِلمِ وَ المَعرِفةِ...

 

سلام دوستان، تقریبا یک هفته ای میشه که چیز جدیدی ننوشتم، اول از همه می خواهم تنفیذ آقای احمدی نژاد را به سمت ریاست جمهوری خدمت آقا امام زمان-علیه السلام- تبریک بگویم و بعد به همه ی آن کسانی که طرفدار آقای احمدی نژاد بودند و دوست داشتند ایشان- و یا فرد بهتر و برتر- رییس جمهور ایران بشود.

 

«من خیلی تنها هستم»

یکی از روحانیین شیفته حضرت بقیة الله ارواحنافداه که جمعی از علماء بزرگ شیعه به وثاقت و درستی او گواهی می دهند و او عمری را با یاد آنحضرت سپری نموده و سالها کوشیده تا نفس خود را تحت تربیت آنحضرت قرار دهد، می گفت:

روز سی صفر سال 1419 ه.ق ( مطابق با 4 تیر 1377) که پس از نماز صبح ذکرهایم را گفته بودم و با طلوع آفتاب برخواستم که استراحتی کنم طبق معمول که خطاب به سید الشهداء علیه السلام می گفتم: « السلام علیک یا مظلوم» می خواستم این جمله را بگویم، ولی بناگاه حس کردم کشش خاصی دارم که آنرا خطاب به مولایم حضرت بقیة الله ارواحنا فداه بگویم، و لذا آنرا خطاب به آنحضرت گفتم:

احساس عجیبی به من دست داده بود، این حالت برایم غیر عادی بود و طبق ارتباط روحی و قلبی که با امام عصر ارواحنا فداه پیش از این داشتم متوجه شدم هم اکنون توجه خاصی از سوی آنحضرت به من شده و می خواهند حقیقتی را به من بگویند و تفهیم نمایند.

ناگاه با تمام وجود احساس کردم مولایم حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در این لحظات بسیار احساس غربت و مظلومیت دارند و حتی سخن آنحضرت را با گوش دلم شنیدم که می فرمایند:

« من خیلی تنها هستم، مردم در یک طرف هستند و برای خود زندگی می کنند و من هم در یک طرف مانده ام».

من خیلی غمگین شدم، با همه ی وجود به آنحضرت عرض کردم: آقا جان دوست دارم بتوانم برای رفع غربت شما کاری کنم، جانم، مالم و هر چه دارم را فدای شما کنم.

بعد با خود فکر کردم مگر من چه امکاناتی دارم که بتوانم در سطح وسیع موجب رفع غربت آنحضرت شوم، دستم که به جایی نمی رسد، طلبه ساده ای هستم که هیچ رسانه ای در اختیارم نیست تا کاری کرده باشم و بهمین جهت به آنحضرت عرض کردم:

مولاجان، من آماده هر فداکاری هستم و خودتان این را می دانید، ولی این را هم خوب می دانید که کاری که باید صورت گیرد از من ساخته نیس.

آقا فرمودند: می دانم از تو ساخته نیست ولی می خواستم در این غربت و تنهائی تو هم دردم باشی.

آن عزیز دل سوخته می گفت: من وقتی این جمله را از مولایم شنیدم، آتش گرفتم و بی اختیار نشستم و برای آنحضرت گریه کردم و اشک ریختم. آنجا معنی گریه خالصانه بر حضرت ولی عصر ارواحنافداه را فهمیدم و دیدم هیچ مقصدی از این گریه جز همدردی و سوختن در فراق محبوبم ندارم.

باز بغض گلویم را گرفت و با خود گفتم: ببین آقا چقدر غریب هستند که به من چنین اظهار درد کرده و غم های خود را به من که طلبه ای ناچیز هستم بازگو می فرمایند.

آخر چرا ما مردم مسلمان که پس از داشتن نعمت های  عظیمی چون زندگی در نظام جمهوری اسلامی و امنیت و آرامش که به دست مبارک آنحضرت و با فدا شدن صدها هزار شهید و معلول شدن هزاران جانباز و شهادت علماء و بزرگان دین به این کشور داده شده، باید اینقدر کم به فکر آنحضرت باشیم و به همه توجه داشته باشیم جز به آنحضرت؟(1)

حالا که ما به شبکه ی جهانی اینترنت دسترسی داریم بیاییم، با هم بکوشیم و نام حضرت را تبلیغ کنیم تا ان شاءالله از زمینه سازان ظهور باشیم و به لطف خدا ظهور ایشان نزدیکتر شود.

 

تا به حال به کسی که داره برای امام زمانش گریه می کنه نگاه کردید، خیلی قشنگه، اشک ها، ناله ها،...

التماس دعا دارم از همه ی شما

عکس زیر را تقدیم می کنم به همه ی کسانی که دوست دارند بروند جمکران ولی به هر دلیلی نمی شه، از خدا بخواهید با معرفت نصیبمون کنه.
 

mahdi

موری آمد در کنار درگهت

بر لبش رانی نهاده از غمت(2)

گر کنی از من قبول این هدیه را

 می کنم شکر خدا بی منتها

سرورم بنما نظر بر شیعیان

تا که مشتاقت شوند از عمق جان(3)1

۱) برگرفته از کتاب در اوج تنهایی، نوشته ی علیرضا نعمتی

2) یعنی اشعار بسان ران ملخی است که بر لبم نهاده آن را هدیه به پیشگاه مقدست آورده ام.

3) همان.

التماس دعا یامهدی


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 140955


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها